تقوی الهی در زندگی انسان
از همین جا روشن مىشود که چرا در آیه شریفه، خطاب را متوجه ناس (همه مردم) کرد و نه به خصوص مؤمنین، و نیز چرا فرمان" اتقوا" را مقید به قید" ربکم" کرد و نفرمود:
" اتقوا اللَّه- از" خدا" پروا کنید"، بلکه فرمود: (از" پروردگار" خود پروا کنید)، چون صفتى که از خدا به یاد بشر انداخت (که همه را از یک نفر خلق کرده) صفتى است که پر و بال آن تمامى افراد بشر را مىگیرد و اختصاصى به مؤمنین ندارد، و این صفت خود یکى از آثار ربوبیت او است چون منشاش" ربوبیت" خدا یعنى تدبیر و تکمیل است، نه" الوهیت" او.
در ادامه ی آیه می خوانیم: الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً.
یک زوج آفریده می شوند که با هم رابطه دارند و این رابطه نیاز به تقوا دارد و هر گاه دچار عصیان و خلاف شوند در واقع هر گاه از حدود عدول کنند از تقوا دور شده اند. از زوجیت ایجاد شده بین این زن ومرد، "بث" و گسترش پدید می آید. این گسترش موجب پیدایش روابط بیش تر مثل رابطه فرزندی، همسری، برادری و ... می شود و انسان مؤمن باید بتواند در تمام این روابط ایجاد شده حدود را رعایت کند.
در این سوره جامعه به بخش هایی تقسیم می شود ولی اصل کلی در آن داشتن تقوی است، تقوی رحم. ابتدا رحم جزئی یعنی خانواده معرفی شده است و در نهایت رحم را کل جامعه در نظر می گیرد و در حقیقت حقوق مختلفی که در این سوره از آن یاد شده است حدود الله است تا تقوی جامعه را برای انسان روشن کند. اگر فردی با پیروی از خدا و رسولش این حدود الهی را رعایت کند و تقوی مورد نظر سوره را در خود به وجود آورده پرورش داده است. انسان مؤمن کسی است که با توجه با خلق از "نفس واحده" تمام عالم را رحم خود بداند و می توان گفت هر کس متقی تر است دامنه ی ارحام او وسیع تر است.
إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً:
تفسیر المیزان:
کلمه" رقیب"، به معناى" حفیظ" است، و" مراقبت" به معناى" محافظت" است، و گویا این کلمه از ماده" رقبه" (برده- گردن) گرفته شده، با این عنایت که مردم هر یک حافظ رقاب بردگان خود بودند، و یا از اینجا گرفته شده که رقیب در محافظت آنچه که مراقبش مىکند همواره رقبه (گردن) خود را مىکشد، تا وضع آن را زیر نظر داشته باشد، به این مناسبت محافظت را مراقبت خواندهاند، البته" رقوب" به معناى مطلق" حفظ" نیست، بلکه تنها آن محافظت از حرکات و سکنات شخص محفوظ و مرقوب را مراقبت مىگویند که به منظور اصلاح موارد خلل و فساد آن باشد، و یا به این منظور باشد که حرکات و سکنات آن را ضبط کنند.
پس کانه مراقبت همان حفظ کردن چیزى است به اضافه عنایت علمى و شهودى بر آن، و به همین جهت مراقبت به معناى حراست، و داروغگى، و انتظار، و بر حذر بودن، و در کمین نشستن، استعمال مىشود، و در قرآن خداى تعالى نیز رقیب خوانده شده، چون اعمال بندگان را حفظ مىکند تا پاداش دهد.
در واقع رقیبی هست که خود حافظ انسان است و انسان باید این موضوع را بفهمد و فهم برایش نائل نمی شود مگر با بدست آوردن علم و قدرت و از سوی دیگر دستیابی به علم و قدرت با رعایت تقوی حاصل می شود.
خانم بلالی خیلی ممنون از جمع بندی خوب وکلام روانتان.